مدت هاست که به نعمت هایی که بر من نازل کرده ای نیندیشیده ام!
مدت هاست که با تو یک دل سیر درد ودل نکرده ام!
مدت هاست که از آغوشت...، نه، نراندی ام!
خودم لیاقت بودن با تو را از کف داده ام!
خدایا لایق ام کن به بودنت در دلم!
خدایا وقتی دلم بی سر و سامان است و اوضاعش مثل بازار
شام به هم ریخته و همان شتر معروف در آن گم می
شود....!!!
آنوقت تو جایی برای بودنت در آن پیدا نمی کنی،
ناگزیر برای مدتی دلم را ترک می کنی و یا همان گوشه
کنارها به انتظار می نشینیی تا دوباره بروبم دلم را، تا
چراغ دلم روشن شود،
آنوقت خودت را به فراموشی می زنی که یادم برود در اثر
بی مبالاتی دلم بود که خانه اش را ترک گفتی ودوباره راه دلم را باز می کنی
و با قدم هایت پر از عشق می شود.
